راستش بعضی از واژه ها دیگه برام بی معنیه، یعنی نمیتونم خیلی چیزهارو بفهمم گرچه که از اول هم بعضی چیزهارو نمیفهمیدم ، واقعیت این است که مفهوم این جملات خیلی برام سخته:

1- اساسا چطور امکان داره رشد اقتصادی یک کشور رو از حدود 7%  در سال83 رسوند به 0% در سال 90در حالیکه درآمد نفت حدود 4 تا 5 برابر افزایش داشته؟!!

2-چه جوری با رشد اقتصادی صفر بیکاری 4.8% کم میشه؟!!

3-چه طور ممکنه در سال 90 بیش از 150 میلیارد دلار در صنعت نفت و گاز سرمایه گذاری بشه درحالیکه پول حاصل از فروش نفت رو بهمون نمیدن و ورود این پول از طریق شبکه بین المللی بانکی تقریبا محاله؟؟!!

4-چطور امکان داره بودجه کل کشور 540 هزار میلیارد باشه بعد 2.5 میلیون شغل ایجاد بشه در حالیکه براساس استاندارد ایجاد هر شغل نیاز به 15 میلیون تومن سرمایه گذاری داره یعنی رقمی در حدود 375 هزار میلیارد تومن  از طرف دیگه 60% بودجه سال 90 هزینه است یعنی 324 هزار میلیارد تومن؟!!

5-چرا من معنی ایجاد 1.6 میلیون شغل رو نمیفهمم؟؟ چرا کاهش بیکاری رو کلا حس نمیکنم؟؟!!

6-چرا  روزنامه همشهری در سال 82 و 83 جا برای آگهی استخدام نداشت و وقت یه هفته ای میداد ولی الان تک و توک آگهی میزنه؟ بعد بیکاری کم میشه؟؟!!

7-چطوری امکان داره همه مردم ایران در سال 90 صاحبخانه بشن ترجیحا ویلایی؟؟!!

8-چطوری صدای خرد شدن استخوانهای استکبار جهانی رو بعضی ها میشنون ولی من صدای استخوانهای خودمو؟!!

9-چطوری امکان داره ریال با دلار هم ارزش بشه و پول خردمون دینار؟؟!

10-چرا این همه مسائل مهم و حیاتی مثل تصویب بودجه کشور انجام نمیشه بعد قراره قانون مبارزه با سگ و سگتوله به صحن علنی بیاد؟!!

11-چطوری یک شبه همه مشکلاتمون حل شد فقط مونده که دکترا نسخه هاشونو فارسی بنویسن؟!!

و خیلی چیزای دیگه که نمی فهمم و احتمالا الی الابد هم نخواهم فهمید و در جهل مرکب خودم میمونم ولی شما فکر کنید شاید فهمیدید و من و از این منجلاب تاریکی و جهل بیرون آوردید. البته شاید ظهور نزدیکه و   آفتاب رفته لب دیوار ولی من هنوز  سردم نشده...