یکساله شدیم
خدا کند بمانید و بمانیم...
خدا کند بمانید و بمانیم...
درضمن آیتم های جدیدی هم به منو اضافه کردیم که خواندن که بود مانند خوردن...
در ضمن منوی ویژه افطار هم داریم .
امروز سی و هشت ساله شدم...
در اوایل دهه 80 شمسی اینترنت آرام آرام در ایران جان میگیرد وب نگاری تبدیل به مشق روزانه عده ای میشود تا جاییکه انتقال اخبار و مباحث فرهنگی از کانالها و مبادی رسمی به درون اینترنت و خصوصا وبلاگ ها منتقل میگردد.هزاران وبلاگ راه اندازی میگردد و هرکسی چه مستعد وبنگاری و اساسا مستعد نوشتن و چه بی استعداد و ناتوان در نوشتن وبنویس میشود آنقدر آش شور میشود که مباحث غیر اخلاقی نیز در وبلاگ ها سر برون میآورد و فضای مجازی وبلاگ ها مورد تاخت و تاز مباحث آشفته و بعضا غیر اخلاقی میگردد.اما انصافا هم نمیشود از کنار ده ها وبلاگ مفید و فرهیخته و فرهنگی هم براحتی گذر کرد.
حال پس از یازده سال وبنگاری مشمول تاریخ شده است و تاریخ این پیرمرد سپید موی اما رشید و رعنا سایه سنگین خود را بر فضای وبنویسی انداخته است! بله وبنویسی مشمول تاریخ مصرف شد و همانگونه که با شتاب امد با شتاب هم دارد میرود.این است سرنوشت محتوم جامعه ای با رشد نامتوازن و سرطانی ، وقتی کسی فریاد بر آورد که جامعه ایران جامعه ای کوتاه مدت و کلنگی است باید کلامش را طلا میگرفتیم.
آری به شدت کوتاه مدت و عجولیم.وبنویسی هم رفت در کنار کاشت درخت و نظافت کوه و کنترل جمعیت و کنترل تک سرنشین ها و مناظرات دیروز امروز فردا و...
راستی چرا ما ملت اینگونه ایم؟! چرا اینقدر هر هری مذهب و هیجانی هستیم؟چرا هیچ چیزی بطور ریشه ای در این مملکت طرح و بحث نمیشود؟چرا هیچ مقوله اجتماعی ریشه دار نمیشود؟شاید چون خود بی ریشه ایم...
اگر تعریف الکی نباشد شاید یکی از دنج ترین و زیباترین کافه های تهران باشد البته هیچ بقالی نمی گوید ماستش ترش است و ما هم! ولی با احترام به همه کافه های تهران و صاحبان زحمتکششان میخواستم بگویم که اینطوریست دیگر!
به هر حال گذشته از بحث اقتصادی و درآمد و سود و از این حرفها ( که اتفاقا اصلا هم یدمان نمی آید!)اگر جای شما بودم اقلا یکبار می آمدم تا فضای یک کافه نسبتا واقعی را احساس کنید.
خیابان دکتر مفتح نبش تقاطه سمیه زیر هتل مارلیک پلاک 65
میدان هفت تیر خیابان دکتر مفتح نبش تقاطع سمیه جنب هتل مارلیک پلاک 65 تلفن 88862554
منتظرتانیم...
1- چرا در هنگامه مشروطه و مشروطه خواهی علما از واژه کلمه قبیحه آزادی استفاده میکردند؟
2-چرا وقتی مشیرالدوله اقدام به تاسیس مدارس مدرن به شکل امروزی کرد طلاب علوم دینیه به مدارس ریخته و آنجا را تخریب و بعضا به آتش میکشیدند؟
3- چرا شیخ فضل ا... نوری در روز رای گیری برای مجلس مشروطه علیرغم گذشت ایام فاطمیه مجددا اقدام به روضه خوانی درتکیه مرکزی شهر کرد؟
4- چرا در مجلس وعظ و خطابه در مسجدی یاتکیه ای یا هیئتی مردم نمیتوانند با واعظ صحبت کنند؟چرا نمیتوانند احیانا سئوالی بپرسند؟(تجربه شخصی موجود است!)
5- چرا اکثریت علما و روحانیون هیچگونه قرائتی از دین جز قرائت و درک شخصی خود نپذیرفته وآنها را باطل میدانند؟
6- چرا انسانی حق این را داردکه انسان دیگری را نجس ، کافر یا ملحد بنامد؟
آیا وقت آن نرسیده کمی خردمندانه تر با موضوعات و مسائل اجتماعی برخورد کنیم؟آیا زمان آن نرسیده است به جامعه مانند یک ارگانیسم زنده که از حد کافی شعور و درک برخوردار است نگاه کنیم؟آیا وقت آن نرسیده است همانگونه که با دشمنان این مرز و بوم سخن میگوییم با جوانان خود سخن نگوییم؟آیا اساسا امکان دیدن مسائل جامعه با عینک غیر امنیتی وجود ندارد؟آیا زمان آن نرسیده است باور و اعتقاد را در دل بکاریم تا در ظاهر و صورت؟آیا واقعا پس از سی و اندی سال از تزویر و ظاهر سازی خسته نشدیم؟آیا...