بر فراز کوهی بلند ، دشتی وسیع و شکوهمند در زیر ،  سکوتی وهم انگیز  ،زمزمه باد در گوش و نوازشش بر گونه ها و موهاییم که به سفیدی میرود ، افقی در زیر چتر خورشید غروب به عمر رفته نظر میکنم و آنچه که مانده.

امروز سی و هشت ساله شدم...