یادم می آید زمانیکه موجودی کوچک  و تا اندازه ای تپل بودم کارتونی از صدا و سیمای آن موقع ملی و نچندان ملی امروز پخش میشد که یک موجود کوتوله و گرد و پشمآلو در جنگلی راه میرفت و هی میگفت گرم شد گرمتر شد! حالا پس از سالها منم حس میکنم اوضاع قمر در عقرب است و هی گرمتر میشود ، شیپور جنگ ظاهرا در حال نواخته شدن است و شوخی هم نیست قضیه ، صادقانه اگر تمام مشکلات داخلی را به کنار بگذاریم و به موقع و سر وقتش با اهلش تصفیه حساب کنیم طنز داستان آنجاییست که اسرائیل با 200 بمب هسته ای از طرح ساخت یک وسیله هسته ای که ممکن است در تجهیزات نظامی(جمله دقیق در گزارش آژانس) کاربرد داشته باشد اظهار نگرانی کرده و کشورمان را به حمله تهدید کرده است! واقعیت این است که توان نظامی ما با آمریکا که هیچ با فرانسه هم قابل قیاس نیست و اگر کسی فکر میکند که توان مقابله با آنها را داریم بسی اشتباه کرده است ضمنا اگر از اشتباهات و سخنان نسنجیده  و بی هنگام برخی مسئولین عزیز بگذریم ، آقایان اسرائیلی خواب حمله به ایران را دیده اند و ظاهرا تعمدا قصد به میان کشیدن  پای اروپا و آمریکا  به جنگ را دارد ، نکته اسفبار ماجرا شادی کودکانه برخی از هموطنان در داخل و خارج از شنیدن خبر حمله به ایران است که نمیدانم در کجای دنیا سابقه دارد؟!! یادمان نرود غیرت را نبازیم و غرور ملی را به ثمن بخس نفروشیم. قابل فهم نیست که چرا باید به این فلاکت بیافتیم که از حمله به کشور و تخریب زیرساختارهای اقتصادی و  دموکراسی نیم بند و نمکشیده خشنود باشیم!! البته اگر به واقع ریشه های داستان را بجوییم و اراده ای باشد که کنکاشی کنیم در پیدایش این حالت و حس وطنفروشی برخی از ناهموطنان شاید که تحقیر و برخوردهای غیر منطقی را به عنوان علت اصلی بیابیم همانگونه که آتش جنگ جهانی دوم و کشتار میلیونی آن و تخریب و ویرانی بیش از نیمی از دنیا از خاکستر تحقیر ملت آلمان برخواست پس تا دیر نشده  و زمان باقیست که کم باقیست برخیزیم.