مدتیست به وجود نسبت بین آزادی و آزادی خواهی و اسلام و مسلمان بودن فکر میکنم.گذشته از نتایج ذهنی که حاصل شد سئوالاتی نیز بوجود آمد ، قصد پاسخگویی ندارم و قرار هم نیست با خطوط قرمز جماعتی هم بازی کنم ضمن احترام به همه عقاید و سنن ولی صرف مطرح کردن سئوالات را هم خالی از نفع نمی بینم:

1- چرا در هنگامه مشروطه و مشروطه خواهی علما از واژه کلمه قبیحه آزادی استفاده میکردند؟

2-چرا وقتی مشیرالدوله اقدام به تاسیس مدارس مدرن به شکل امروزی کرد طلاب علوم دینیه به مدارس ریخته و آنجا را تخریب و بعضا به آتش میکشیدند؟

3- چرا شیخ فضل ا... نوری در روز رای گیری برای مجلس مشروطه علیرغم گذشت ایام فاطمیه مجددا اقدام به روضه خوانی درتکیه مرکزی شهر کرد؟

4- چرا در مجلس وعظ و خطابه در مسجدی یاتکیه ای یا هیئتی مردم نمیتوانند با واعظ صحبت کنند؟چرا نمیتوانند احیانا سئوالی بپرسند؟(تجربه شخصی موجود است!)

5- چرا اکثریت علما و روحانیون هیچگونه قرائتی از دین جز قرائت و درک شخصی خود نپذیرفته وآنها را باطل میدانند؟

6- چرا انسانی حق این را داردکه انسان دیگری را نجس ، کافر یا ملحد بنامد؟