نفس...
شنا را خیلی دوست دارم تقریبا هفته ای 2 بار هم شنا میکنم ، آخرین بار وقتی لب استخر ایستاده بودم و داشتم به سطح متلاطم آب که مانند توده ای متحد و سهمگین و اندکی شاید وحشت آور تو را به درون خود می خواند نگاه میکردم به فکر این افتادم که اگر دستانت را ببندند و وسط یک دریای بیکران بیاندازند چگونه باید خود را نجات بدهی؟ اصلا میتوانی لحظه ای به آن فکر کنی؟؟تصورش هم ترسناک است.
حال حکایت ما در برخی از لحظات زندگی بر روی خشکی و زمین خشک خدا هم همین است ، باید با دست بسته باید شنا کنی...
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 10:39 توسط محمد رضا
|