از بچگي از روزه هاي قبل از تعطيلي خوشم ميومد مثل پنجشنبه تازه اونم صبحش! مثلا چون ماست  دوست داشتم هميشه ماستمو ميذاشتم آخر غذام ميخوردم ، حس پيروزمندانه اي بود كه براساس اميال غريزيم ميتونستم عمل كنم ولي حالا كه  سالها از اون روزا ميگذره  هنوزم از صبح پنجشبه خوشم مياد اينو گفتم كه بگم هميشه بايد احساسات سطح پايينمونو به رسميت بشناسيم و باهاش حال كنيم والا تو اين شرايط مجالي براي آرامشو از اين كلمات بي معني براي ماها نيست!